سلام!
این بار برای جوابگویی به سؤالاتم (در متن قبلیم) آمدم.
اگر گشتی در آیات نورانی قرآن مجید بزنیم، در سوره ی الذاریات آیه 50 و 56 عباراتی در موضوع خودمان که ارزش و هدف باشد، خواهیم دید.
برای فهم این آیات به تفسیر نمونه ی آیت الله مکارم شیرازی رفتم و به این نوشته ها برخوردم:
« در آيه 50 به عنوان يك نتيجهگيرى از بحثهاى توحيدى گذشته ی سوره، مىافزايد: «پس به سوى خدا بگريزيد كه من از سوى او براى شما بيم دهندهاى آشكارم» (فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ).
تعبير به «فرار» در اينجا تعبير جالب و لطيفى است، معمولا «فرار» در جائى گفته مىشود كه انسان از يك سو با موجود يا حادثه وحشتناكى رو برو شده، و از سوى ديگر پناهگاهى در نقطهاى سراغ دارد، لذا با سرعت تمام از محل حادثه دور مىشود و به نقطه امن و امان روى مىآورد، شما نيز از شرك و بتپرستى كه عقيده وحشتناكى است بگريزيد و به توحيد خالص كه منطقه امن و امان واقعى است روى آريد.
آیه ی 56، هدف خلقت انسان از ديدگاه قرآن را بیان کرده است. از مهمترين سؤالاتى كه هر كس از خود مىكند اين است كه «ما براى چه آفريده شدهايم»؟ و «هدف آفرينش انسانها و آمدن به اين جهان چيست»؟
آيه مورد بحث به اين سؤال مهم و همگانى با تعبيرات فشرده و پرمحتوايى پاسخ مىگويد، و بحثى را كه در آيه قبل پيرامون تذكر و يادآورى به مؤمنان بيان شد تكميل مىكند، چرا كه اين از مهمترين اصولى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بايد آن را تعقيب كند، ضمنا معنى فرار به سوى خدا را كه در آيه 50 همين سوره آمده بود روشن مىسازد.
مىفرمايد: «من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند» و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ). »
می توان نتیجه گرفت، که ما باید در زندگی روزمره ی خودمان، تنها به سوی محبوب حرکت کنیم، می خواهد به طبع دیگران باشد یا نباشد!!! برای رسیدن به هدف باید یکسری بایدها و نبایدها را پذیرفت و بایستی به تکالیفی عمل شود. یکی از مهمترین تکالیف سخت و دشوار امت اسلام، همیاری امام زمانش بوده است. یکی از دلائل سلب هادی و هدایت کننده ی بشریت و غیبت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این دوران، بی ظرفیتی امت و بشیریت بوده است و عدم انجام تکلیف (پس چه تکلیف مهمی است!!!). اگر امتی پا به پای ولی و ولایت حرکت کند، توان رسیدن به بارگاه خداوند تعالی را بدست می آورد و به تعبیر آیت الله جوادی آملی، مجموع انسان و جهان که تابع فیض و فوز خاص الهی می شوند، به لقای حق راه می یابند.
لذا تنها راه رسیدن به آن جایگاه عظیم، عبادتی است که به اطاعت از ولی بر می گردد و در این زمان که دستمان به وجود نورانی حضرت نمی رسد، باید مطیع ولیشان بود، زیرا جهان در غیبتش، از حرکت به سمت آن هدف والای بشریت(رسیدن به معبود)، باز می ایستد و این خلاف لطف و عدالت خدای تبارک و تعالی است.
در آخر نکته ای را جای دارد بگویم و آن هم این است که، منظور از اطاعت ولی، اطاعت از امت اسلامی نیست، زیرا ممکن است امت اسلامی برخلاف راه مستقیم حرکت کنند (البته ممکن نیست، حتمی است، چون در تاریخ دیده ایم!) و رفتن در این راه را خواهانند، که در این جا نور ولایت به دست ولی امت می تابد، و آنان را از مسیر باز می دارد. این لطف خداوند است که باید شکر کرد. شیعیان در هر زمان باید وصی امام زمان را بشناسند، وصی ای که در امور اجتماعی و سیاسی و دینی راهنمای امت باشد.
پس هدف عبودیت، در مسیر اطاعت از نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می گذرد و هرکس جا بماند، ازسپاه همیشگی اباعبدالله (علیه السلام) جای مانده است و هر کس با کاروان است، خوشا به حالش.
امیدوارم اطاعت من و تو از نائب مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانند اطاعت کوفیان به ظاهر منتظر، از مسلم بن عقیل، فرستاده ی حسین (علیه السلام) نباشد، که تا ابد از دیدن رخ امامشان محروم ماندند!
الهی قسمتم کن، دیدار مهدی ...